نویسنده : ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ دی ،۱۳۸۸

خوردنی باشد: مثل عسل


ساعات مختلف روز: مثل پگاه، سپیده، سحر 


اسم جک و جونور باشد:   

 اعم از پرنده: مثل پرستو، درنا...    

 

 

 حشره: مثل پروانه ...  

 

 

 چهارپا: مثل غزال ...
اسم علف باشد: مثل ریحانه، پونه و... 
اسم مکان باشد: مثل صحرا، دریا، خاور، ایران 


خیس باشد: مثل شبنم، دریا، ساحل، باران    

 

 

 

 

و کلا هر اسمی تو این مایه ها باشد اسم دختر و در غیر این صورت اسم پسر می باشد!

 







 

نویسنده : ; ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ آذر ،۱۳۸۸

"هرگز چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان نکن "

من غروب عشق خود را در نگاهت دیده ام.... من بنای ارزو ها را زهم پاشیده ام.... آنچه باید من بفهمم این زمان فهمیده ام.... در دل خود من به عشق پوچ تو خندیده ام....








نویسنده : ; ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ آذر ،۱۳۸۸

طبیعت زیباست اما نه برای درک حقیقت… حقیقت تلخ است اما نه به
اندازه جدایی… جدایی
سخت است اما نه به اندازه تنهایی








نویسنده : ; ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ آذر ،۱۳۸۸

 

ای انکه همیشه ارزویت دارم
در خلوت خود گفتگویت دارم
نه جرات امدن بسویت دارم
نه طاقت نا دیدن رویت دارم








نویسنده : ; ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ آذر ،۱۳۸۸

مراقب افکارت باش ،    آنها  به گفتــــــــار تبدیل می شوند.
مراقب گفتارت باش ،     آنها  به کــــــــردار تبدیل می شوند.
مراقب کردارت باش ،    آنها  به عــــــــادت تبدیل می شوند.
مراقب عادتهایت باش،  آنها به شخصیت تبدیل می شوند.
مراقب شخصیتت باش ،  که ســــــــرنوشت تـــــو است.








نویسنده : ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ آذر ،۱۳۸۸

 

هر وقت تنها شدی ستاره هارو بشمار

 اگه کم اومد قطره های بارونو بشمار.

 اگه بند اومد رو رفاقت من حساب کن

 که نه کم میاد، نه بند میاد!
Stars Glitters

 

 








نویسنده : ; ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸۸

خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد
قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.
خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نگذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، 10 برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!
خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی نیست.
آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.
قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت 10 برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیفتد و تو او را از دست دهی.
خانم گفت؛ مشکلی نیست. من زیباترینم، شخص دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد.
بعدازآن گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم . قورباغه به او گفت شوهرت 10 برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند.
خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند شد.
آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد.
خانم گفت؛ می خواهم فقط به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم

میدانید چه شد :شوهر خانم به سکته قلبی 10برابر خفیف تر مبتلا شد








 

نویسنده : ; ساعت ٧:٤٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ آذر ،۱۳۸۸

از برنده میپرسن مسابقه چه طور بود میگه : آسونه ولی مشکله از بازنده میپرسن میگه : مشکله ولی آسونه

خوشبختی, داشتن دوست داشتنی ها نیست, بلکه دوست داشتن داشتنی هاست.